
پاسدار رشید اسلام ٬شهید اردشیر عین الله زاده در چهارم بهمن ماه سال 1337 در خانواده ای متدین و مذهبی در شهرستان مرزی آستارا دیده به جهان گشود . او که اولین فرزند خانواده اش محسوب می شد با تولد خود دنیایی از شادی را به ارمغان آورد . پدر٬ کارمند بیمارستان و مادر٬ نیز معلم بود . اردشیر دوران ابتدایی را در دبستان فارابی آستارا و سه سال دبیرستان را در مدرسه ی شهید مرصاد و سال آخر را در دبیرستان جاویدان تهران در رشته ی ریاضی و فیزیک با معدل 19/16 در خرداد سال 57 به پایان رساند . وی بلافاصله با شرکت در کنکور در رشته ی فیزیک دانشگاه کاشان پذبرفته شد و به ادامه ی تحصیل پرداخت . خانواده ی با تقوای وی جز مردم زحمتکش و قانع شهر بودند . مادرش با الهام از مکتب اسلام در تربیت فرزندش می کوشید و با قرائت قرآن و ادعیه و مناجات او را پرورش می داد . در دوران خفقان رژیم منحوس پهلوی ٬ شهید عین الله زاده به همراه دوستانش از مبارزان فعال سیاسی بود که چندین بار در درگیری با ساواک دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود . اما او از اهداف بلند و متعالی خود دست نکشیده و در 22 بهمن ماه سال 1357 به آرزوی بزرگ خود رسیده و در جشن پیروزی انقلاب لبیک گویان به حضرت امام (ره ) و شهدای گرانقدر بر سر آرمانهای خود پافشاری نموده بود . پس از پایان دوره ی انقلاب فرهنگی و باز شدن دانشگاهها ٬ اردشیر به کاشان بازگشت و در آنجا با عشق به حضرت دوست و برای جلب رضایت خالق بی همتا و یاری رساندن انقلاب به عضویت سپاه پاسداران درامد و در حین خدمت ٬به تحصیل خود نیز ادامه می پرداخت .عشق به حضرت امام خمینی (ره ) و روحانیت اصیل ٬ او را بر آن داشت تا در خدمت به مستضعفین کوشا و فعال باشد بطوریکه برای نیل به هدف ٬ پس از مدتی ٬ بعنوان مسئول واحد فرهنگی تبلیغاتی کمیته امداد آستارا به این سمت منصوب شد و گام دیگری در پیشبرد اهداف عالیه ی مکتب اسلام و تعالی فرهنگ اسلامی برداشت . استقامت ٬ بردباری و اعتماد به نفس در تمام حرکات اردشیر به وضوح دیده میشد . او که به مسائل اجتماعی ٬ سیاسی ٬ اجتماعی و رویداد های حاد جامعه اسلامی آگاهی داشت با شروع فعالیتهای شدید دشمن و تشکیل گروهکها و احزاب مختلف غیر اسلامی خط نفاق را شناخت و در رسوا نمودن آنها اقدام نمود . شهید با گفتگو صحیح و نشان دادن راه انقلاب جوانان فریب خورده را به خط انقلاب کشاند و با ذهن پویا و هوش سرشار به تلاشش ادامه می داد. به دلیل مدیریت صحیح و سطح علمی بالا فرماندهی
سپاه پاسداران شهرستان آستارا به وی پیشنهاد شد که او از پذیرفتن آن خودداری نمود . با شروع جنگ تحمیلی ٬ اردشیر از کمیته در خواست اعزام به جبهه را نمود که با مخالفت مسئولین مواجه شد که خود پس از استعفا ٬ راهی جبهه های حق علیه باطل گردید . گروهان یک (دیالمه) گردان حضرت ابوالفضل (ع) از تیپ کربلای اهواز٬ اولین مکانی بود که شهید در آن جای گرفت و در سنگر دفاع ٬ به مبارزه با دشمنان داخلی و خارجی پرداخت . شهید جنگ را تحمیلی و علت شکست نیروهای سپاه اسلام را در ابتدای جنگ فعالیتهای بنی صدر و عمال وابسته اش می دانست و همیشه به برادران دینی خود سفارش میکرد که میدان جنگ را خالی نگذارید و هدفی جز ادامه ی جنگ و رساندن فریاد حق طلبانه ی ملت ایران به جهانیان و احقاق حقوق ملت مظلوم در ایران صحنه جهانی نداشته باشید. اردشیر در زمینه ی خطاطی و نقاشی مهرات خاصی داشت. در زمینه ی تبلیغات در سطح شهر و ترسیم چهره ی حضرت امام و شهدا سهم عمده ای در رساندن اهداف بلند اسلامی و دیگر مردم داشت . او پس از مدتی برگشت از جبهه آن هنگام که خبر حرکت لشگر امام حسین (ع) را به سمت جبهه ها شنید ٬ سنگ علم را رها کرده و بار دیگر داوطلبانه٬ عازم جبهه ها گردید . اردشیر در سال 1360 جهت پایبندی به فرامین و دستورات اسلام نسبت به سنت حسنه ی ازدواج حضرت رسول اکرم (ص) لبیک گفت و پس از ازدواج ٬ صاحب فرزند دختری به نام سمیه شد . وی در آخرین دیداربه همسرش گفته بود :
محبت تو و فرزندم در قلبم بیش از آن است که بتوانم باز گو کنم ولی عشق به انجام کارهای محوله از طرف پروردگارم ٬ بیشتر از همه ی این محبت ها ست . او جوانی خستگی ناپذیر ٬ متواضع وصبور بود . فروتنی اش آنقدر عمیق و گسترده بود که هیچگاه عصبانی نمی شد و همیشه بشاش و خندان داشت . رعایت اموال بیت المال و دستگیری از فقرا و مستضعفین از صفات بارز و جدایی ناپذیر شهید محسوب می شد .شب قبل از شهادت ٬ شهید عین الله زادر در عالم خواب می بیند که در عملیات مجروح شده و سرش را بر روی زانوی امام حسین (علیه السلام ) گذاشته و از دست مبارک امام آب می نوشد و صبح آن روز از آب فرات وضو می گیرد و نماز صبح را به جا می آورد و خوابش را برای دوستانش تعریف می کند و پرشور و با نشاط و با دلاوری هر چه تمامتر در عملیات خیبر ٬ نبرد و مبارزه ای تحسین آمیز با دشمنان اسلام می نماید که ناگهان در حین جنگ با کفر در تاریخ 11/12/1362 در منطقه ی جفیر گلوله ای از سوی دشمن به گلوی وی اصابت کرد ه و او بر زمین می افتد . هنگامی که دوستانش بالای سرش می رسند او را در حالی که تبسمی بر لب داشت و انگار سرش را بر روی چیزی قرار گیرفته بود ٬ در همان حالت روحانی به شهادت می رسد و به خیل قافله ی شهدا می پیوندد.
روحش شاد و یادش گرامی
همسر و فرزند عزیزم در واپسین لحظات زندگی پست دنیایی با شما که تمام امید من برای ادامه راهم هستید سخن می گویم . شاید در نظر اول چنین فکر کنید و بخصوص تو سمیه چنین فکر کنی که چرا پدرم با همه مشکلات ما را تنها گذاشت و داوطلبانه بسوی جنگ و شهادت رفت ولی به این زودیها نتیجه نگیرید و مرا محکوم نکنید . اگر می خواهید دلیلش و واقعیتش را بدانید و بفهمید زندگی پیامبر عظیم الشٲن اسلام و ائمه معصومین بخصوص امام حسین (ع) و خانواده گرامیشان را بررسی کنید در مورد آنها مطالعه کنید و از هر کس که می داند بپرسید به گفته ها و فرمایشات آنان و امام بزرگوار امت خمینی کبیر توجه کنید تا بدانید که چه چیز باعث می شود ... در کنار خانواده و خوابیدن در لحاف گرم را رها سازد و دل سنگر را انتخاب کند.
و خلاصه بگویم تمام اینها ... اسلام عزیز است و این کلمه همواره در یادتان باشد و به فرزندان خود یاد دهید آنراو بشناسید آنرا و اجازه ندهید شیطان شما و فرزندان شما را از راه راست منحرف نماید. همسر و فرزند عزیزم امروز خوشحالم که اولا با افرادی همسنگرم که شجاعترین و بی باکترین رزمندگان هستند و ثانیا در لشگری هستم که اسم آن امام حسین (ع) است .
و اما حتما می پرسید دلت برایمان تنگ نشده می گویم چرا تنگ شده برای همین هم هست که دعا می کنم شما نیز از رهروان راه حق باشید و خداوند با عنایت خویش من و شما را در جوارش جای دهد .منظورم اینست که دلم برای دیدارتان در آن دنیا تنگ شده که دیگر این دنیا جای ماندن نیست که اسلام برای زنده ماندن احتیاج به خون دارد ٬احتیاج به دست و پا و سر دارد. می باید مانند امامان و پیشوایان خود همه چیزمان را فدای اسلام کنیم .
و اما خواهشی از شما دارم ٬از تو ای همسر گرامی و ای فرزند عزیزم شما را به عزیزترین تان قسم می دهم ٬ به اشک چشمان طفلان اسیر مولا حسین (ع) و به العطش فرزندان مولایمان قسم می دهم که حلالم کنید و رهرو راه خمینی بت شکن که همان اسلام راستین و ولایت فقیه باشید و همواره در دعای کمیل و نماز جمعه و دیگر مراسم مذهبی شرکت می کنید و آنچه را که می شنوید عمل کنید که تنها عمل کردن به احکام و روایات اسلام انسان را نجات خواهد داد.
اردشیر عین الله زاده 6/12/62

