

-شهيد حسن معين، جواني عارف و وارسته بود. با صلابت و پشتكار قابل تحسيني در خودسازي و حمايت از خانواده همّت مي گماشت و تا سر حدّ امكان به والدين ياري مي رساند. شهيد درس تواضع، سخاوت و فروتني را در مكتب امامان معصوم (ع)، با ارادتش به آن ائمّه، سرلوحة زندگيش قرار داد. وي علاقة وافري به مطالعة كتب استاد شهيد، مرتضي مطهري داشت، تا حدّي كه تسلط كامل به محتواي بعضي از آثار ايشان را داشتند. با جوانان، آن چنان مهربان و خوش رو برخورد مي كرد كه بعنوان يك الگو از ايشان درس مي گرفتند. شهيد معين پيروي از دين خدا را با جهد و تلاش جامة عمل مي پوشاند و ساير جوانان را نيز به حضور فعّال در اقامه نماز جماعت و مراسم مذهبي تشويق مي كرد. در كوران انقلاب، فعّاليّت چشمگيري در سامان دهي نيروهاي حزب الهي و راه انداختن تظاهرات بر عليه رژيم ستمشاهي داشت. او، معتقد و متعهّد به ولايت فقيه بود و تحت هر شرايطي از مواضع انقلابي خود دست نمي كشيد. در طول تحصيلش در دانشگاه براي جذب دانشجويان به مسائل اعتقادي و مذهبي فعّاليّتها و زحمات فراواني را متحمّل شد و با حركت در پيرامون دايره اسلام و عشق به دين مداري و اسلام سالاري وجودش را تطهير نمود.
-از دیدگاه اجتماعی مرگ را آگاهانه قبول کردن و در برابر خندان بودن موجب بر هم زدن معادلات سیاسی و اجتماعی دشمن میشود. دشمن بر این است که با از بین بردن انسانها ، ملت بر حقی از خواسته های مشروط خود عقب نشینی خواهد کرد به راه اندازی جنگ اقدام می کند، ولی وقتی که با موج عظیم انسانی کخه بسوی مرگ می شتابند و مرگ را سعادت می دانند و اینرا آزمایش و لطف الهی می پندارند پای استدلال چوبی دشمن میشکند و ملت مورد هجوم ، شرف و عظمت و شوکت و بزرگی پیدا می کند و مکتب ایدئولوژی که این بینش را به چنین انسان هایی عطا می کند به عنوان یک ایدئولوژی پویا و نمونه مطرح می گردد و به حیله نفوذ دشمن پی میبرد و از درون حکومت پوشالیش را می پوشاند. نمونه اش نبرد تاریخ ساز و حماسی امام حسین (ع) و یارانش که چگونه یزید مظهر شقاومت زمان را در هم پیچد و طومار زندگی خود و دودمانش را نابود کرد.



