

نـــــام :
محمد مهدی
نـــــام خـــــانوادگـــــی :
مهدی پور بازکیایئ
نـــــام پـــــدر :
علیرضا
تـــــاریخ تـــــولـــــد :
1346/06/31
مـــــحل تـــــولـــــد :
بازکیاگوراب لاهیجان
ســـــن :
20
دانشــجـوی :
مرکز تربیت معلم شهید رجایی بابل
رشــــته تحصــــیلی :
دینی و عربی
وضـــــعیت تــــاهــــل :
مجرد
تـعـــداد فـــرزنـد :
0
دســـــته اعـــــزامـــــی :
سپاه
مســــئولــــیت :
براي ادای احترامِ روز اول عيد،خدمت برادر بزرگم رفتيم و پس از ساعاتي به اتفاق خانواده به منزل مراجعه
نموديم.پس از وارد شدن به داخل منزل ناگهان مشاهده كرديم كه،درِ منزل باز است.يك لحظه فكر كردم كه شايددزد آمده باشد.پاورچين و آهسته داخل خانه شدم.بعد از بازديد از چند اتاق به انتهاي راهرو رفتم و در اتاق محمّد مهدي را به آرامي گشودم.نفسم در سينه حبس شد،محمّد مهدي را ديدم كه از منطقه به خانه آمده و در حال خواندن نماز است.با خضوع ، گردنش را كج نمود،در حالت قنوت زيارت عاشورا را ميخواند و ميگويد:خدايا ما را زنده بدار به دين محمّد و آل محمّد(ص) و ما را بميران به دين محمد و آل محمّد(ص).پس از تمام شدن مناجات او را در آغوش كشيدم و از اينكه به سلامت از جبهه آمده بود،بسيار خوشحال شدم. شهيد چند روزي را نزد ما ماند و قرار شد پس از اتمام مرخصي دوباره به جبهه مراجعه كند.قبل از رفتن ايشان خواستم كه مسئله درس و دانشگاه را جدي تر گرفته ، تا از فراگيري علم نيز عقب نماند.شهيد در جوابم گفت :پدر عزيزم درخت اسلام توسط دشمنان در حال خشكيدن است و خون ما جوانان بايد اين درخت را آبياري كند.پس ، حال كه اسلام به وجود ما نيازمند است ما نيز از هيچگونه فداكاري و جان نثاري كوتاهي نكرده و خود را خادم امام و اسلام ميدانم.آري ، مناجات پر معناي محمد مهدي و استدلال وي در مورد حضورش در جبهه ها اين پيام را مي داد كه شايد اين آخرين ديدار ما باشد.
“نقل از پدر شهید“


تـاریخ شـهادت :
1366/02/06
مـحل شـهادت :
بانه - جاک عراق
عـملیـات :
کربلای 10
نـحوه شـهادت :
اصابت ترکش به پشت
مــــحل مـــــزار :
بازکیاگوراب
درصورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید

