
دانشجوی بسیجی شهید ٬ یعقوب دولتی در سال 1345 در شهرستان ماسال دیده به جهان گشود . وی تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم در زادگاهش به پایان رساند و پس از آن در رشته ی آموزش ابتدایی مرکز تربیت معلم رودسر پذیرفته و به عنوان دانشجو به تحصیل پرداخت . با ادامه ی حملات بی امان رژیم بعث عراق بر کشور ایران اسلامی ٬ شهید دولتی تاب ماندن در دانشگاه را از دست داد و با ثبت نام در سنگر جهاد ٬ راهی مناطق جنگی شد . یعقوب مصداق انسانی شجاع ٬ مهربان و صادق بود . وی فردی وظیفه شناس و دارای تحصیلات قوی مذهبی بود . اخلاقی پسندیده داشت و شعور عاطفی او باعث شد تا گل سرسبد خانواده و مورد احترام سایر مردم باشد. وی در ورزش دو میدانی فعالیت می کرد و در استان نیز طی مسابقات مختلف ٬ مقام هایی کسب نمود . شهید دولتی در در کنار آموختن دروس دانشگاهی ٬ به فراگیری کتب مذهبی به خصوص تفسیر قرآن می پرداخت و در راه آشنایی با زبان انگلیسی از خود علاقه ی زیادی نشان می داد . ایشان با امکانات کم و شرایط نامطلوب ٬ توانست سطح آگاهی علمی و دینی خود را آن قدر گسترش دهد که جوانان محل از معاشرت با او بهره ها ببرند . شهید از این فرصت ها استفاده می کرد و آن ها را به سوی مسجد می کشاند و برایشان کلاس های تقویتی در زمینه های درسی ٬ اعتقادی و مذهبی دایر می کرد تا بتواند سطح علمی و دینی جوانان را ارتقا دهد . او در پی وقوع انقلاب اسلامی ٬ امام خود را شناخت و به رسالتش پی برد . شهید عاشق مکتب روح الله بود . وی به شیوه ی مولی الموحدین علی(علیه السلام ) شبانه و مخفیانه ٬ دست یاری نیازمندان را می فشرد و از پول شخصی خود برای نوجوانان و خانواده های مستمند خوراک و پوشاک فراهم می نمود . عشق و علاقه ی وافر او به نمازهای جمعه و جماعات و شرکت در دعاهای شهيد دولتي مصداق انساني شجاع، مهربان و صادق بود. وي فردي وظيفه شناس و داراي اعتقادات قويِ مذهبي بود. اخلاقي پسنديده داشت و شعور عاطفي او باعث مي شد تا گل سرسبد خانواده و مورد احترام ساير مردم باشد. وي در ورزش دوِميداني فعّاليّت مي كرد و در استان نيز طي مسابقات مختلف، مقامهايي كسب نمود. شهيد دولتي در كنار آموختن دروس دانشگاهي به فراگيري كتب مذهبي به خصوص تفسير قرآن مي پرداخت و در راه آشنايي با زبان انگليسي از خود علاقة زيادي نشان مي داد. ايشان با امكانات كم و شرايط نامطلوب، توانست سطح آگاهي علمي و ديني خود را آن قدر گسترش دهد كه جوانان محل از معاشرت با او بهره ها ببرند. شهيد از اين فرصت، استفاده مي كرد و آنها را به سوي مسجد مي كشاند و برايشان كلاسهاي تقويتي در زمينه هاي درسي، اعتقادي و مذهبي داير مي كرد تا بتواند سطح علمي و ديني جوانان را ارتقاء دهد. او، در پيِ وقوعِ انقلاب اسلامي، امام خود را شناخت و به رسالتش پي برد و براي آنكه سهمي در احياء دين خدا در كشور اسلامي داشته باشد تا پاي جان پيرو ولايت و عاشق خدمت به كشورش باقي ماند.
خدایا توراسپاس می گویم که مرادرچنین برهه ای اززمان آفریدی ونعمت جهادرابه من ارزانی داشتی واین یکی ازالطاف خفیه توست اگربسیارزیادسجده کنیم نمی توانیم شکرنعمت های بیکران تورابجای آوریم خدایا این عزت مرابس که بنده توباشم واین فخرمرابس که پروردگارمن باشی توآنچنانی که من دوستدارم پس مراچنان کن کهدوست داری.
“نقل از خواهر شهید”



