
در قطعه ای از قطعات زمین خدا در نقطه ای حد فاصل پاکی دریا و صلابت و استواری کوهستان در جوار حریم امامزادگان شهید ابراهیم و محمد علیهم السلام در ماچیان از توابع شهرستان رودسر در خانواده ای که تنها سرما یه اش لطف و عنایت خداوندی بود در سال 1347 دیده به جهان گشود،غلام رضایش خواندند و او چه نیکو تا پایان عمر شایستگی این نامیده شدن را به اثبات رساند. هر چند جنگ تحمیلی فواصلی را در مقاطع مختلف تحصیلی ایجاد کرد اما با همت والای خویش این مراحل را در سطوح راهنمایی و دبیرستان با موفقیت پشت سر گذاشته و در رشته ی کارشناسی روانشناسی دانشگاه نیز پذیرفته شد.با پشت سر گذاشتن پانزدهمین بهار زندگی اش قدم در وادی جهاد اصغر نهاد در جوانی،نشاط و توانش را وقف اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی نمود. سبحان و فاطمه ثمره و نتیجه عمل این شهید به سنت پسندیده محمدی ازدواج است . مسئولیت اطلاعات قرارگاه کاوه در بانه از جمله وظایفی بود که در طول خدمت صادقانه اش بر اجرای آن همت گمارده بود. ارادت و عشق شهید به سرور و سالار شهیدان حسین بن علی علیه السلام به حدی بود که حضرت دوست نیز او را در عصر عاشورا مفتخر به نوشیدن شهد شیرین شهادت نمود.
پروردگارا : نیرویی به من بده که در سختی ها و ناگواریهای راهی که قدم برداشته ام پایدار باشم . ما باید سعی کنیم در تمام اعمالمان تسلیم دستورات ولایت فقیه باشیم . چرا اگر غیر از این باشد و تسلیم نباشیم ، هم خودمان به کمال نخواهیم رسید و هم اینکه انقلاب را به نحوی نمی توانیم درک کنیم . ای شهید که خون تو رنگین است شهر در سوگل تو ماتم زده و غمگین است روح خورشیدی و اسطورة هستی با تو بی تو بی دوش زمان با بیشه ها سنگین است سیل فریاد تو دیواره اعصار شکست بغض تاریخی و تاریخ ز تو خونین است در افقهای شهادت به خدا پیوستی راه جاوید شدن ، معنی بودن این است



